تبلیغات
.•* *•. .•*. جلوه عشق .•* *•. .•*. - فریدون مشیری...
.•* *•. .•*. جلوه عشق .•* *•. .•*.
درباره وبلاگ


یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن یار سفرکرده بیارید
تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت
فریاد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق
ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت...

مدیر وبلاگ : داود خان



صفحات جانبی
تابلوی گفتمان

نظرسنجی
نظرتون راجع به قالب وبلاگ چیه ؟



آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
پنجشنبه 5 تیر 1393 :: نویسنده : شکیبا

از همان روزی که دست حضرت قابیل

 

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

 

از همان روزی که فرزندان آدم

 

صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی

 

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

 

آدمیت مرد

 

گرچه آدم زنده بود

 

* * *

 

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

 

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین ساختند

 

آدمیت مرده بود

 

بعد دنیایی پر از آدم شد و این آسیاب

 

گشت و گشت

 

قرن ها از مرگ آدم هم گذشت

 

ای دریغ

 

آدمیت بر نگشت

 

*

 

قرن ما

 

روزگار مرگ انسانیت است

 

سینه ی دنیا ز خوبیها تهی است

 

صحبت از آزادگی، پاکی، مروت، ابلهی است

 

صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست

 

قرن موسی چمبه هاست

 

*

 

من که از پژمردن یک شاخه گل

 

از نگاه ساکت یک کودک بیمار

 

از فغان یک قناری در قفس

 

از غم یک مرد، در زنجیر

 

حتی قاتلی بر دار

 

اشک در چشمان و بغضم در گلوست

 

وندرین ایام زهرم در پیاله زهرمارم در سبوست

 

مرگ او را از کجا باور کنم؟

 

*

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

 

وای! جنگل را بیابان میکنند

 

دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند

 

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

 

آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند

 

*

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

 

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست

 

فرض کن یک شاخه گل در جهان هرگز نرست

 

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست

 

در کویر سوت و کور

 

در میان مردمی با این مصیبت ها صبور

 

صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق

 

گفتگو از مرگ انسانیت است



http://iranbayan.com/wp-content/uploads/2014/02/f.m.jpg







نوع مطلب : نوشته هایی از جنس دل، شعر، 
برچسب ها :