تبلیغات
.•* *•. .•*. جلوه عشق .•* *•. .•*. - یک مرد به من نشان بده
.•* *•. .•*. جلوه عشق .•* *•. .•*.
درباره وبلاگ


یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن یار سفرکرده بیارید
تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت
فریاد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق
ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت...

مدیر وبلاگ : داود خان



صفحات جانبی
تابلوی گفتمان

نظرسنجی
نظرتون راجع به قالب وبلاگ چیه ؟



آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: نویسنده : شکیبا



 

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی :" چندی خوشگله ؟"

سواره از کنارت گذشتم ، گفتی :" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین !"

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود / در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود.

زیرباران منتظر تاکسی بودم ، مرا هل دادی و خودت سوار شدی در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من !

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی.

... در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو بلند گفتی : "زهرمار!"

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود در پارک ،

به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی !!

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی ؟

مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی !

تو ازدواج نكردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است

من ازدواج نكردم و به من گفتی ترشیده

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی ، عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ !

من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر !

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است

وقتی خواستی طلاقم بدهی ، گفتی بچه مال پدر است .







نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :